دل نوشته های بهار بی خزان

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم از جان ودل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران اول به کف آرم تورا بعداٌ گرفتارت شوم......

برگ صدو چهارم (یاد خدا)
نویسنده : مسعود - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠
 

به نام تنها پناهم خدا

سلام به خدا

در شگرفم همه چیز از یاد آدم میره حتی عشق ها فقط یک چیز میمونه فقط یک چیز از یادمون نمیره و حتی اگر یادمون هم بره یک جاهایی یادمون میاد ولی کاشکی در همه حال بزرگترین عشق تو یادمون باشه

ای کاش زرق و برق این دنیای فانی اون معشوق باقی رو از یادمون نبر

او همین نزدیکی است همین نزدیکی کنارمون ای کاش همیشه یادمون باشه اون داره ما رو میبینه و آرزوش که ما خطا نکنیم

خدایا از خطاهای هممون در گذر و سلامتی، زیباترین نعمتت رو از ما نگیر

الهی هزاران هزاران هزاران بار شکرت نه توانایی شکرگزاریت رو ندارم نه زبانم قاصر از شکرگزاری نعمتات الهی شکرت 

خدایا به بزرگیت من رو در پناه خودت یادت رو در همه حال در دلم در ذهنم در تک تک سلولهای بدنم قرار ده

الهی آمین 

و

از دروغ بیزارم، متنفرم حتی برای عشق و

حقیقت، راستگویی حتی اگر عشق از ما دلگیر شود

شیرین تر از آن دروغی است که همیشه نزد خدایمان و وجدانمان شرمسار باشیم

ترجیح می دهم سکوت کنم لب بر بندم تا دروغ بگویم خدایا کمک کن مرا تا از دروغ دور باشم در همه جا و برابر هر شخصی

ما که این همه برای عشق
   
آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان
          
-که بی دریغ-

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم
         
دریغ می کنیم؟

با این همه

اما

با این همه

تقصیر من نبود
                 
که با این همه...

با این همه امید قبولی

در امتحان ساده تو رد شدم
 
اصلاً نه تو ، نه من!

تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود
              
که من
     
بد شدم!


 
 
سلام بهاری به همه مهربونها
نویسنده : مسعود - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠
 

به نام تنها پناهم خدا

اولین یادداشت سال نو تقدیم به همه اونایی که عاشقند و دوست داشتن رو دوست دارند به همه اونایی که اگر ستاره ای هم تو آسمون ندارند و اگر اومدن کسایی که قدر دوست داشتن اونا رو ندونستن و لایقش نبودن بازم عاشق عاشق بودنند

سال خوبی واسه همه مهربونها واسه همه اونایی که بی چشمداشت محبت می کنن آرزو دارم

میدونم ٬ میدونم

میدونم خاطرمو خیلی میخوای ٬ میدونی خاطرتو خیلی میخوام

خاطرتو خیلی میخوام

چشم حسودا کور بشه ٬ هرچی بلاست به دور بشه

بساط عشق منو تو ایشالا جفت و جور بشه

نقل و نبات و شیرینی ٬ مگه میشه تو دل نشینی؟

از اون دو تا چشم سیات الهی که خیر ببینی

الهی که خیر ببینی

میدونم ٬ میدونم

میدونم خاطرمو خیلی میخوای ٬ میدونی خاطرتو خیلی میخوام

خاطرتو خیلی میخوام

بجز تو از خدا دیگه هیچی نمیخوام
..

میخوام که دستاتو بزاره توی دستام
..

چراغ خونم بشه چشمای قشنگت
.

یه عمری دنبال تو گشتم توی رویام
..

میدونم میدونم خاطرمو خیلی میخوای ٬ میدونی خاطرتو خیلی میخوام


تموم دنیا میدونن واست میمیرم
..

قد و بالای نازتو طلا میگیرم
..

اسمون به زمین بیاد میخوامت
..

حتی اگه خدا نخواد میخوامت
..

دوست دارم خیلی زیاد میخوامت..